خرید بک لینک

نوشته: مریم نیک قدمی

امروز جملاتی را سر هم میکنم و در مورد اینستاگرا م می نویسم و می خواهم مسائلی را بیان کنم که دردناک هستند ومتاسفانه در جامعه ما رایج شده اند.

خوب همه می دانیم که اینستاگرام یک شبکه اجتماعی است و برای اشتراک گذاری عکس، فیلم، مطلب و....است و از سانفرانسیسکوی آمریکا آمده.

اینکه از آمریکا آمده مشکلی نیست، خوب امده باشد ما به سانفرانسیسکو کاری نداریم کار ما با اینستاگرام است که مردم ما این روزها به خوبی از آن استفاده می کنند.

و اما از حال و روز ایرانی ها برایتان بگویم که در اینستاگرام چه می کنند!!!!

چقدر خوب شد که اینستاگرام آمد چون با آمدنش دوستان جدیدی برایمان آورد، به زندگی هایمان روح بخشید، موجب شادی مان شد، اطلاعاتمان را زیاد کرد، آپدیتمان کرد و........

اما همه ی این هارا بطور کاذب به ما داده و درکنارش اعتماد بنفس کاذب...

باداشتن شبکه های اجتماعی حال و روزما مردم ایران خوش است انقدر خوش که در آن غرق شده ایم

و قصد نجات دادن خود را نداریم.

خدا را شکر که اینستاگرام آمد و ما می توانیم به مردم نشان بدهیم که ماشین آخرین مدل داریم،

خانه مان در فلان جای تهران است، ویلا در رامسر داریم، سوئیچ ماشینمان هم با محافظ گوشی مان ست است. لباس های این یکی مهمانی مان هم این شکلی است و مارک است

محل کار پدرمان هم فلان جاست، راستی ما و دوستانمان همین الان یهوویی د رباغ ایکس و این هم نهار امروزمان، این هم وسایل بازی مان

این هم عکس باشگاه مان است ما دراین باشگاه ثبت نام کرده ایم و هزارها تومن پول میدهیم

و از همه مهم تر ما در کنار همه این ها آیفون هم داریم که عکس های خوب میگیریم

سلفی مان را ببینید مارکگوشی مان از توی آینه ای که عکس گرفته ایم مشخص است دیگر...

آهای مردم ببینید، خانه باغ ویلا آیفون استخرمان غذاهایمان مهمانی هایمان دوست پسرهای خوشتیپمان دوست دختر های پولدارمان...

فقط ببینید ببینید ببینید...

چه بگویم از اوضاع مردمم؟! این ها فقط مختصر جملاتی بودند که به ذهن من خطور کردند و واقعیت امر وسیع تر از این حرف هاست.

حال مردممان خصوصا جوانانمان خوش نیست..

چرا جوانانمان غافل شده اند؟؟! چرا معنای واقعی زندگی را نمیفهمند؟! غرق در ظواهر شده اند، منافق شده اند، تظاهر می کنند، با خواندن چند تا کتاب خارجی احساس روشنفکری می کنند احساس مدرن بودن می کنند و امثال ما را آدم های ....... می دانند

کلمات قلمبه سلمبه یاد گرفتند، تقلید کورکورانه می کنند

و خیلی خیلی ضعف های دیگر که شما هم فکر کنید شاید با من هم عقیده شوید.

این کارها، این پز دادن ها، این عقده ها، این مغزهای توخالی ....

این ها از کجا منشا می گیرند؟؟!!

من معتقدم که منشا همه این ها غفلت از یاد خداوند است، مجالی برای حرف زدن بیشتر نیست اما کسی که معنای واقعی یاد خداوند را درک کند قطعا به نتایج گسترده ای میرسد و آنوقت انسانیت را درک می کند و آن وقت است که به اشتباهاتش پی می برد و در پی اصلاح خود میرود.

ب نظر من هر انسانی در زندگی خود نیاز دارد تا ارزشمند باشد. حس ارزشمند بودن و مهم بودن، که این نکته مثبت و خوبی است

اما مسئله اینجاست که جوانان ما گمراه شده اند، با خودشان در تضادند، به خلایی رسیده اند و در آن مانده اند نمیتوانند از آن عبور کنند اینجاست که عقده ها و ضعف هایشان فوران می کند.

می خواهند مهم باشند و آن را به دیگران نشان دهند اما نمیدانند چگونه و از چه راهی؟

محتاج تائید و توجه دیگران هستند،به قابلیت های خود اطمینان ندارند

می خواهند موقعیت شغلی، مالی، شرایط زندگی، مسائل شخصی خود را به نمایش بگذارند تا این مهم بودن را اثبات کنند.

ای کاش جوانان ما این مهم بودن ها را در چیز های دیگری پیدا کنند و مهم بودنشان ایجاب الگو بودنشان را بکند.

ای کاش جوانانمان بفهمند که با نمایش دارایی و ثروت هیچ وقت مهم شمرده نمی شوند چون در نهایت تنها چیزی که از انسان باقی می ماند نام و روش نیک است نه چیز دیگر....همین

انسانم ارزوست.

برچسب: نویسنده: یلدا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 8:50

صفحه بندی