خدا واژه ی غریبی است، اخیرا نامش را بر زبانها نشنیدم جز در جایگاه قسم های دروغین و یا موااقع سختی و درد و رنج، البته آن هم بعد از قطع امید از همه جا غیر او.
آنقدر سرمان شلوغ است که فرصت یادآوری او را نداریم، اگربیکار هم باشیم باز نیز به گمان خود سرگرمی های جذابتر از او داریم.
می خواهیم با همین عقل به قول خودمان کل اثباتش کنیم، غافل از اینکه قضیه ریاضی یا منطق نیست که بتوانیم با استدلال و مقدمات به نتیجه اش برسیم.
اما میشود خدا را شناخت و حتی دید و به او نزدیک شد.
می توان خدا را در تک تک ذرات رس دید، در c-spacingرس ها، در ورقه های تترا و اکتا هدرال رس......بله میشود خدا را در خاک دید و شناخت.
میتوان خدا را در رایزوسفیر شناخت دقیقا در مکانی که عناصر غذایی برای گیاه فراهم است.
این چه خدایی است؟ واقعا چه خدایی است که نه تنها روزی بندگانش را فراهم میکند بلکه برای تک تک گیاهان و موجودات این کار را انجام میدهد.
میتوان خدا را در جنین بذر ها جنین حیوان و جنین انسان دید.
در رویش برگ ها، در نور آفتاب در آمد وشد شب و روزو در مرز دریاهای بی کرانی که قطره ای از انها باهم ترکیب نمیشوند.
برایم جالب است، به شرافت گیاه پی میبرم و درکش میکنم اما پستی انسان را درک نمیکنم
انسانی که اشرف مخلوقات است و دیگر موجودات را پست میبیند.
و اما از شرافت سلول های گیاه برایتان بگویم: این زمانی برایم اثبات شد که فهمیدم یک گیاه برای زنده ماندن، رشد و تعادل به آب نیاز دارد و با جذب آب مورد نیاز اضافه آن را به سلول مجاور خود میدهد.
ای وای بر انسان که از جمع کردن ثروت، مقام ، شهرت ، مهربانی و امثال اینها سیر نمیشود.... انسانی که نیازمندی را در کنار خود میبیند و هیچ اقدامی نمیکند. با این کار انسان های جامعه ما هیچ گاه زنده نمی مانند و به تعادل و از همه مهم تر به ارامش نمیرسند.
ای کاش شرافت را از گیاهان به ارث میبردیم.
و اما مسئله جالب دیگر تکامل خاک است. با گذشت زمان خاک هر شرایطی را متحمل میشود تا کامل شود. از نظر من خاک هم کمال گراست..
ولی انسان، انسانی که خود از خاک افریده شده و برای کامل شدن حاضر به تحمل هر شرایطی نیست وبرای رسیدن به کمال تلاش نمیکند.به راستی چرا ما انسان ها گاهی از خاک هم پست تر میشویم؟ ای کاش کمال گرایی را از خاک بیاموزیم.
میشود خدا را در پاک بودن خاک شناخت. خداوندی که خاک را افرید تا مورد استفاده انسان قرار بگیرد. خاکی که الودگی را تصفیه میکند و چشمه های زلال از دل خود بیرون میریزد، ای کاش ما انسان ها هم بتوانیم آلودگی ها را تصفیه کنیم و خاصیت پاک کنندگی داشته باشیم و چشمه هایی از خوبی و زیبایی را بیرون بریزیم.
میتوان به عظمت خداوند پی برد خدایی که به طور صریح در مورد کاربری اراضی در کتاب زیبایش حرف میزند.( وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ .....و در زمین قطعاتی مجاور و متصل است زمینی برای تاکستان و باغ انگور قابل است، و یک جا برای زراعت غلاّت، و زمینی برای نخلستان آن هم نخلهای گوناگون که همه با یک آب مشروب میشوند ولی ما بعضی را در نوع میوه بر بعضی برتری میدهیم، و....ایه چهارم سوره رعد)
برای شناخت او ملزوم به عزلت نشینی نیستیم، فقط کافی است که با تک تک آیاتش در قران آشنا شویم و تامل کنیم و نگاهی عمیق به اطراف خود بیاندازیم.
و گاهی از حیوانات ، گیاهان و طبیعت درس زندگی بگیریم. خاک میتواند معلم و الگوی من و شما باشد.
همه ما انسانها میتوانیم از وجود خود به شناخت خدا برسیم به شرطی که واقعا انسان باشیم و صرفا آدم نباشیم.
خدا نزدیک است (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید) ، فقط کافی است تا با چشمانی باز زندگی کنیم.
انسانم آرزوست.....
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی